
منم پیمان همان شاعر کورشمم پیمان همان عاشق زرتشتکسی از مرز و بوم تخت جمشیدزنم بدخواه کورش را به یک مشتو خدایا من دراین بندر غمگین و خموش فقط این را خواهمکه یه روزی برسه منو خوشبختی و یک دختر زیبا باشیم...
ادامه مطلب
دوهزار سال پس از میلاد مسیح هست و هنوز نمرده ام در عصر یخبندان بعد از دایناسور ها در عصر هولوسن من هنوز به دنبال درخت انجیری هستم که کفش های امانت پدر را به آن اویزان کرده بودم شاید فراموشی من از همان پاکن طعم توت فرنگی دوران دبستانم هست!! پیمان(پ.ف.ش21ق.ن)...
ادامه مطلب